بایگانی مهر ۱۳۹۵ :: فاز خونه | مرجع دانلود رمان

دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه رمان های بدون سانسور رمان های ایرانی غمگین

۱۲۲ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

میخواهی برویی برو حرفی نیست

♥تــــو بـــرو ...

مלּ هـم براے ایלּ ڪه راפـت تر بروے ...

مــــــــے گویم برو פֿـیالے نیـωـتــ

امـــــــــا ...

ڪیـωـتـــ ڪه نـבانـב 

                      بـــ ـــ ــــے تو ...

تنها چیزے ڪه ﮩــωـتــ ...

פֿـــــ ــــیال توωـتــ ... ♥

۳۰ مهر ۹۵ ، ۲۲:۵۹ ۰ نظر
فازخونه

خود کشی...

اِمشَبـ🌃     دارَمـ 😴

       میامـ😟

               پیشِتـ💓

خُدا💋

       هَوامو داشتِہ باشـ😙

فَقَط☝      

               یِہ کارے کُنـ 🌙

موقِع زَدَن🔪

           یادَمـ نَیاد چِشاشـ👀

۳۰ مهر ۹۵ ، ۲۲:۲۸ ۱ نظر
فازخونه

بد شدم...

۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۰:۳۴ ۲ نظر
فازخونه

خط روی دست

۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۱:۲۷ ۱ نظر
فازخونه

هه یاد کودکیم بخیر

کودک که بودم

وقتی زمین میخوردم

مادرم مرامیبوسید

تمام دردهایم ازیادم میرفت

دیروززمین خوردم دردم نیامد

به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد

۲۹ مهر ۹۵ ، ۲۳:۳۱ ۰ نظر
فازخونه

دانلود نسخه اندروید وبلاگ

توضیحات: تعقییرات نسخه 1.2.1

-رفع هنگ کردن برنامه
-عوض کردن رنگ باکسا
-عوض کردن شکل باکسا
-اضافه شدن قسمت مطالب جدید
امیدوارم از برناممون خوشتون بیاد
دانلود
حجم: 6.6 مگابایت
۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۸:۵۶ ۰ نظر
فازخونه

داستان کوتاه خیانت

دختر: عشقممم عشقممم من اومدم.

پسر:کجا بودی؟؟

دختر: دوستم با عشقش قرار داشت رفته بودم پیشش تا تنها نباشه.

پسر:مگ من بهت نگفته بودم با دوستات نری قرار؟؟؟

دختر: اره ولی اون ول نمیکرد میگف باید بیای.

پسر:مگ نمی دونستی من ناراحت میشم اگ بری؟؟

دختر :خب چیکار کنم توام همش گیر میدی!!

پسر:به من چرا نگفتی؟؟

دختر :چون می ترسیدم نزاری برم بعدشم دوستم باهام قهر کنه.

پسر:دیروز یادت رف چقدر التماس می کردم؟؟

دختر :وااا چه االتماسی؟؟؟

پسر:بهت گفتم دلم برات تنگ شده می خوام ببینمت!!

دختر :ااای ووااایی رااست میگی اصلاا حواسم نبود.

پسر :صبح اومدم نشستم جلو درتون فقط دوس داشتم از دور هم شده فقط ی لحظه نگات کنم.


دختر :امرووززز؟؟


پسر:پسره خیلی خوشگل بود خیلی بهش حسودیم شد


دختر: کدوم پسره؟چی میگی؟؟


پسر:همونی ک اومد جلو درتون سوار ماشینش شدی.


دختر :دیوونه اون عشق دوستم بوداومده بود درمورد دوستم یه چیزی بپرسه!!

پسر:میدونم.

دختر: از کجا میدونی؟؟

پسر:دیروز وقتی دوستم عکستو بهم نشون داد گفت این عشقه جدیدمه باورم نشد ولی دیروز با چشمای خودم دیدمت

دختر:.....

پسر:فقط برو..

۲۹ مهر ۹۵ ، ۱۵:۲۴ ۱ نظر
فازخونه

عکس نوشته سیگار میکشم یا درد..

۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۰:۲۱ ۱ نظر
فازخونه

رابطت با عشقت اینجور باشه 👇

●|اگه یه نفر ازت پرسید چقد دوستم داری؟

●|بگو اندازه ای ڪه هستی

●|اگه پرسید تا ڪی دوستم داری؟

●|بگو تا وقتی هستی

●|اگه پرسید چقد بهم اطمینان داری؟

●|بگو همون قد ڪه خودت بهم اطمینان میدی

●|تا بدونه تا زمانی با ارزشه

●|ڪه به ارزشهات احترام میذاره

۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۲:۵۴ ۱ نظر
فازخونه

میدونم تو مال من نیستی لعنتی....

باشه

باشه

تو مال من نیستی

فهمیدم

هی تکرارش نکن

هی تکرار نکن

میشکنم

میفهمی؟؟؟؟ میشکنم لعنتی میشکنم💔

۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۰ نظر
فازخونه

حال امروز من...

حال من حال اسیریست که هنگام فرار

یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت..



۲۸ مهر ۹۵ ، ۰۱:۱۴ ۰ نظر
فازخونه

گاهی ادای رفتن در می اوری

گاهی ادای رفتن در می آوری 

فقط خودت میدانی که 

چمدانت خالیست و

 پایت نای رفتن و 

دلت قصد کندن ندارد 

ادای رفتن در می آوری 

بلکه دستی 

از آستین درآید و

دودستی بازویت را بچسبد و 

چشمی اشک آلود

زل بزند توی چشمانت و 

بگوید 

بمان !


و

تو چقدر به شنیدنش محتاجی ... گاهی ادای رفتنی ها را در می آوری 

بلکه به خودت 

ثابت کنی 

کسی خواهان ماندنت هست هنوز 

و

وای از وقتی که نباشد کسی ... با چمدان خالی و 

پای بی اراده و

دل جامانده 

کجا میشود رفت؟ کجا..؟

۲۷ مهر ۹۵ ، ۲۳:۳۱ ۰ نظر
فازخونه

داستان کوتاه دختر همکلاسی من


وقتی سر کلاس بودم

همه حواسم به دختری بود که کنارم نشسته بود

 و همیشه من رو “داداشی” صدا می کرد.

خیره به او آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه

ولی اون اصلا به این موضوع توجه نمی کرد.

خیلی دوست دارم بهش بگم که نمیخوام فقط “داداشی” باشم،

من عاشقش هستم ولی اونقدر خجالتی هستم که نمی تونم بهش بگم ….

دلیلش رو هم نمی دونم.

تلفنم زنگ زد،

این بار خودش بود،

گریه می کرد،

دوستش قلبش رو شکسته بود....

برای ادامه داستان ب ادامه مطلب مراجع کنید

ادامه مطلب...
۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۸:۵۷ ۱ نظر
فازخونه

دلم خوش بود

دلم خوش بود 

به احوال پرسی های گاه و بیگاهش

که مثلا؛

"سلام ، حال شما؟"

که بنویسم :"خوبم"

و در دل بگویم

مگر می شود تو باشی و خوب نباشم 

حال من با تو عالیست 


دلم خوش بود

به شب بخیرهای پُر مهرش

که مثلا ؛ 

"شب بخیر، خوب بخوابی"

که بنویسم همچنین 

و در دل بگویم 

تو که باشی خوب می خوابم آرام جانم 


دلم خوش بود به همین دلخوشی های اندک

حالا نه از احوال پرسی های گاه و بیگاه خبری هست 

و نه از شب بخیرهای پُر مهر


من مانده ام و من

و خاطراتی که پشت پلک چشمانم رژه می روند


تو را به خدا 

ناغافل وارد زندگی کسی نشوید

احساسش را به بازی نگیرید 

و تنهایی اش را از هم نپاشید

دل های شیشه ای را سنگ نزنید

مرهم اگر نمی شوید زخم نزنید...

۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۸:۴۶ ۰ نظر
فازخونه

و سالها بعد...

ســالــها بــعــد


من در کنار یک مرد زندگی میکنم ،

مردی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

مردی که شاید من زنِ رویاهاش باشم اما ،

اون هیچ وقت مرد رویاهای من نمیشه چون ،

رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی ...

جسمم کنار اون میخوابه اما ،

افکارم در کنار تو .


ســـالهـــا بعــد


بی هوا وقتی یادت میوفتم ،

... فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟ ....

شاید اسم تورو گداشتم روی پسرم ،

سالها بعد ،

من زنیم که از عذاب وجدان داره میمیره ،

زنی که به تو فکر میکنه اما ، کنار یک مرد دیگست ،

زنی که به دوست داشتن های مرد دیگه پاسخ میده اما ،

نه از ته دل ...


ســالـــهــا بـــعــد


وقتی همه خوابن ،

میرم تو آشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم ،

تو اون نور کم سوی چراغ خواب به تو فکر میکنم ...

از سیگارم کام های عمیق میگیرم ،

و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم ، سیگارم رو به اتمامه ،

و من ،

با عذاب و با دلی پر از غم ،

باید برم کنار مردی بخوابم که همیشه ارزو میکنم تو جای اون بودی ...

سالها بعد این موقع ،

تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما ،

من کنار کسیم که ،

فقط باهاش هم خونم ...


ســالــهــا بعــد


زنیم با موهای سفید و چهره ای خسته ...

زنی که خیلی ها میشناسنش اما ،

اون با هیچکس جز یاد تو آشنا نیست...


۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۸:۲۲ ۰ نظر
فازخونه

بچه یتیم

↻میـــــڊونے ڪـــــجا ڊلــــم خیڸے میۺڪـــــــنہ؟↻

 ↯اونـــــجایے ڪـــــــہ یـــــــہ حَرومــــــ زاد

 بـــــــہ یـــــ↴ـــــہ

 بڇه یـــ↯↯↯ـــتیم بگـــــــہ

✍✖️بیـــ⇜ـــــــ پڊر

 💔......

۲۷ مهر ۹۵ ، ۰۹:۰۵ ۰ نظر
فازخونه

رمان عروسی با لباس خونpdf

ادامه مطلب...
۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۰:۴۰ ۰ نظر
فازخونه

دوست داشتن تو...

دوست داشتن تو...

لــــیاقت نمیخواهد...

مثل نخ کردن سوزن "اعصاب" میخواهد...!



۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۲:۱۸ ۱ نظر
فازخونه

حرمت عشق

ﻣﺎﻝ ﮐﺴــــــــﯽ ﺷﻮ ﮐﻪ

ﻗﺪﺭﺗﻮ ﺑـــــــــــــﺪﻭﻧﻪ....

ﻗﺪﺭﺩﺍﺷﺘﻨـــــــــــــﺘﻮ.....

ﻗﺪﺭ ﻭﺟـــــــــــــﻮﺩﺗﻮ....

ﻗﺪﺭ ﺫﺭﻩ ﺫﺭﻩ ﺑﺎﺗﻮﺑﻮﺩﻧﻮ....

ﻧﻪ ﮐﺴﯿﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ....

ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻪ!!!  

مال کسی شو که

معنای عشقو درک کرده باشه....

که بفهمه چه وقت باید بغـــــلت کنه.....

ببوستت و نوازشت کنه!!!!

بهونه عشق ، به رفتار و عمل آدماست....

تنها با یه کادو نمیشه عاشقانه بودن را ثابت کرد!!!!

و با یه کادو گرفتن نمیشه ضمانتی رو موندن کسی کرد!!!!

عشـــــــــــــق حریمــــو حرمت داره....

۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۱:۱۱ ۳ نظر
فازخونه

ترک سیگار

۲۶ مهر ۹۵ ، ۰۷:۲۶ ۰ نظر
فازخونه