عکس نوشته | دلنوشته | دانلود رمان

دانلود رمان دلنوشته عکس نوشته های فانتزی جدید فاز سنگین داستان کوتاه دانلود آهنگ جدید عکس نوشته های خدا

عکس نوشته | دلنوشته | دانلود رمان

دانلود رمان دلنوشته عکس نوشته های فانتزی جدید فاز سنگین داستان کوتاه دانلود آهنگ جدید عکس نوشته های خدا

نویسندگان

داستان کوتاه ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﯾﮏ ﭘﺪﺭ به دخترش... | ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﯾﮏ ﭘﺪﺭ به دخترش | داستان زیبا و کوتاه | داستانک

ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﯿﺠﻨﮕﺪ ﻧﺠﻨﮓ ....

ﭼﺮﺍ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯽ ....

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ...

ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ

ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﮑﻦ ...

ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﯽ ....

ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ

ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﯽ ... .

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ...

ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ...

ﺷﺎﯾﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ

ﺑﺎﺷﺪ ....

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ،

دانلود آهنگ جدید ارشاد به نام 13 13 13

| دیس لاو موزیک | دانلود آهنگ ershad | دانلود آهنگ

گالری عکس نوشته های عاشقانه و عرفانی 96 سری اول

  عکس نوشته های جدید 96 | عکس پروفایل | عکس نوشته های جدید

عکس نوشته آغوش | textgraphy

نام کانال : فازسنگین
لینک کانال : Trennung@
تعداد اعضا : 600 نفر
بیشتر مطالب کانال : 
عکس نوشته / غم نوشته / درد نوشته
دسته بندی : غمگین ها
برای ورود کلیک کنید
فریاد ادمین : سلام از همه دوستان دعوت میکنم بیایید کانال تلگرام و از دانلود جدید ترین عکس های فازسنگین و متن های غمگین و تیکه دار لذت ببرید

دانلود رمان راننده شخصی از آندیا کاظمی | دانلود رمان جدید | رمان عاشقانه

رمان کده | رمانسرا | دانلود رمان جدید

خلاصه داستان:

داستان در مورد دختریه که به دلایلی عشقش جدا شده و این براش قابل درک نیست. خودشو شکل پسر میکنه و میشه راننده شخصی پسره تا دلیل اصلیشو بفهمه و در این راه……

داستان کوتاه جشن تولد | داستان کوتاه | داستان کوتاه دوست | داستانک

داستان کوتاه جدید و زیبا 96 | فازخونه | داستان های کوتاه

هرگز آن روز را که مادرم مجبورم کرد به جشن تولد دوستم بروم، فراموش نمی کنم.

 من کلاس سومی بودم و آن روز دعوتنامه ی فقیرانه ای را که با دست نوشته شده بود، به خانه بردم و گفتم:

 «من به این جشن تولد نمی روم. این بچه هه تازه به مدرسه ما آمده است. اسمش روت است. برنیس و پت هم نمی روند. ولی او تمام بچه های کلاس را دعوت کرده است!»


مادرم دعوتنامه را نگاه کرد و سخت اندوهگین شد. 

بعد گفت: «تو باید بروی. من همین فردا یک هدیه برای دوستت می خرم.»

باورم نمی شد. مادرم هیچ وقت مرا مجبور نمی کرد به مهمانی بروم و ترجیح می دادم بمیرم، اما به آن مهمانی نروم. اما بی تابی من بی فایده بود.

روز شنبه مادرم مرا از خواب بیدار کرد و وادارم کرد آئینه صورتی مروارید نشانی را که خریده بود، کادو کنم و راه بیفتم. 


بعد مرا با ماشین سفیدش به خانه روت برد و آنجا پیاده ام کرد.

از پله های قدیمی خانه بالا می رفتم، دلم گرفت. 

خوشبختانه وضع خانه به بدی پله هایش نبود.

 دست کم روی مبلهای کهنه شان ملافه های سفید انداخته بودند. بزرگترین کیکی را که در عمرم دیده بودم، روی میز قرار داشت و روی آن نه شمع گذاشته بودند. 

۳۶ لیوان یک بار مصرف پر از شربت کنار میز قرار داشت. 

روی تک تک آن ها اسم بچه های کلاس نوشته شده بود. 

عکس نوشته ها و متن هایی برای خدا جدید 

خدایا

این بنده خاطی و بیچاره را ببخش و از درگهت نا امید مگردان... اگر چه در وقت دلتنگی و دردمندی دست نیاز به درگاهت دراز می کنم و در هنگام حلاوت و سر خوشی از تو دورم!

خدایا....... غمگینم و آزرده ... دلگیرم و تنها... بی پشت و پناهم و سر گردان... دلشکسته ام و به هر که و هر چیز رو کردم جز زخم عایدم نگشت! پس قلب شکسته ام را دریاب و مرا از غم و غصه های دنیوی برهان!

خدایا...... نگاه گرمت را از من مگیر که محتاج گرمای بی رنگ و ریایم... و این سرما که بر وجودم رخنه کرده از قلب فرتوتم بزدا که تنها بی نیاز یکتا تویی و بس!

خدایا...... مرا از هر بنده بی نیاز گردان و بر من رحم کن بر من که نا توانم بر من که محتاج صبوریم صبری عطا کن و قلبی روشن و بی کینه!

بچه بی دست و پا

بچه بی دست و پا | نوزادی ک دست و پا ندارد

پسر بچه بدون دست و پا

این بچه بدون دست و پا متولد شده و الان باید کلاس پنجم باشه اما به خاطر اینکه قادر به نوشتن نبوده نتونسته مدرسه بره. بالاخره پدرش با یه بطری براش دست مصنوعی درست کرده و الان کلاس دوم هست.

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

خلاصه:

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

داستان قصه ما درباره دختری به اسم نیلوفره .. زندگی خوب وخوشی داره سال آخررشته پزشکیه دوستی به اسم میتراداره که خیلی دوستش داره از بچگی باهم دوست بودن ومثل دوتا خواهرن… بارفتن ناگهانی میترا از زندگی نیلوفر آمدن نامزد میتراتوزندگی اون باعث اتفاقاتی میشه …. که دست تقدیر چه کار خواهد کرد

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

دانلود رمان مرد بدلی از فاطمه زایری

خلاصه داستان:

ایفونتوی یکی از همین برجای بلندو سر به فلک کشیده شهر پراز دود وآلودگی شهرتهران مردی زندگی میکنه که سالهاست تاری از تنهایی به دورخودش تنیده وتموم زندگیش توی کارش خلاصه شده…این مرد تنها،یه مردبی معاشرته که به اجبارپدرش پاتومحله ای میذاره که براش یه دنیای ناشناخته ست یه دنیابا آدم های جورواجور و رنگارنگ که هیچ کدومشون شبیه به اون نیستن…تو این محله و دنیای ناشناخته دختری رو می بینه که کاملا نقطه مقابلشه…امابا وجود تموم تفاوت هاوتناقض ها مرد بی معاشرت قصه دل میبازه وپابه یک مثلت بزرگی به نام عشق می ذاره که زندگیش رو دگرگون می کنه… باید دید عاشق بی معاشرت ما… می تونه قلب این دختررو که سالهاست برای مرد دیگه ای می تپه رو بلرزونه یانه…بایددید مرد بدلی قصه ماکه سفت و سخت سعی درپنهان کردن هویت واقعیش از دخترداستان وخیلیای دیگه داره، می تونه تواین مثلث پیروز بشه یا…