فاز خونه

دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه , داستان های کوتاه , عکس نوشته های غمگین , و دلوشته های احساسی

فاز خونه

دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه , داستان های کوتاه , عکس نوشته های غمگین , و دلوشته های احساسی

فاز خونه


دانلود رمان عاشقانه ,دانلود آهنگ های ایرانی 96, ,دانلود موزیک با لینک مستقیم , رمان پلیسی کل کلی ,دانلود رمان آیفون , رمان گوشی ,عکس بازیگران, ,رمان برای موبایل اندروید apk,نودهشتیا ,کتاب با فرمت pdf ,جوک خنده دار تلگرام , اس ام اس عاشقانه تولد

آخرین نظرات
  • ۱ تیر ۹۶، ۱۵:۳۴ - سام نجفی نیا
    ++

۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاز جدایی» ثبت شده است

غمگ‌ـــــین تریــن 

روز زندگی ما انسانها روزیست

که احساس می کنیم

با ارزشترین موجود زندگیمون

میخواد به نبودنمون عادت کنه😔

غمگینxاحساسxدلنوشته زندگیxبا ارزش ترین موجود زندگیمونxزندگی ما انسانهاxشخص موجود در زندگیمونxدالنوشتهxفاز خونهxDelneveshtexفاز جداییx

  • فازخونه

تنهایی

چیزهای زیادی به انسان می آموزد

اما تو نرو!

بگذار من نادان بمانم...

  • فازخونه

هوس!

♚ ِاﺳﻤِـــــــﺶ ﻫَـــــــــﻮَﺳِــــــــــﮧ !

 ﺑَـــــﺮﻭﺑَــــﭻ ﺻِــــــכﺁﺵ ﻣﯿﮑُــــــﻨَـטּ :

↫ ★ﻋِــــــــــﺸــــــــ❥ـــــــــﻖ..

  • فازخونه

خیانت

وقتی داری بهش خیانت میکنی ؛

یه لحظه چشماتو ببند ؛

ببین طاقتشو داری اونم بهت خیانت کنه …

  • فازخونه

تا

    جآیـــے

             که

مصرفـــ

       بشـــے،

 ↫ارزشـــــــ

              دارــی

         ↶ این شده معنی ♥عاشقتم♥ !!!

....هــــــه..... 

  • فازخونه

♚رِفـاقَتـــــو اَز دَس فُــروش نَخَـریــدَم⇨

تـو کوچِـه هایِ خـاکــیِ مَحَلمــون یـاد گِـرِفتَــم₪

پَــس خــوب میدونَــم واسِـه کُــدوم ↜رِفیـــق↝

زَمیـــن بخورم♚

  • فازخونه

☜✘بهـــــتره سنــگـین بـاشـے تـا کـه نخـــــورنـت✘✘ 

↫تیـــــز تـر از هـــــمه باشـی تـا کـــــه نَـبُرنـت✘✘ 

🔱🔱

  • فازخونه

رابطه ها از جایی خَراب میشَن

که صَمیمی تَرین دوستاتون

 میفَهمَن یِکیو با تَمام وجودت دوست داری....❤️

  • فازخونه

دلتنگی

گاهی دلت می‌‌خواهد

دنج ‌ترین گوشه دنیا بنشینی و

با خیال راحت

دلتنگی‌‌هایت‌ را پهن کنی‌ و

دوستت دارم‌ها را فریاد بزنی‌

برای کسی‌ که قرار نیست

هیچوقت بفهمد دوستش داری

  • فازخونه

حآجے دیگہ اَز زِندگے بُریدَم !

 از رَفیق نَگو ڪہ خیلے بَد دیدَم بہ هَرچے لآشے هَم بود بَد ریدَم !


  • فازخونه

فازسنگین

دلنوشته زندگی

بآ نَبودَنِت زِندِگیمُ نآبود کَردی

‏عذرخواهی به درد اونی میخوره

 که تو خیابون بهش میخوری

 نه واسه اونی که  قلبش میشکونی...

مچاله ڪرد...!

 شڪست...!

خط زد...!

 داغون ڪرد...!

 خلاصه راحت شد...! 

ارث پدرش ڪه نبود 

 دل من بود ....

سخت تریڹ روز زندگیت

روزیہ ڪہ ؛

میفهمے بہ اونے ڪہ

دوسش دارے ؛

حتے نمیتونے

حرف دلتو بزنے ؛

هے مینویسے هے پاڪ میڪنے

چرا دوسمـ نداریـ مامانـ ؟ :)

چونـ حوصله یـ حرفـ زدنـ باهاتو ندارمـ؟ 

چونـ بیس چاریـ تو یه اتاقـ در بسته سرمـ تو گوشیمه؟ 

چونـ تو یه خونه ایمـ ولیـ از همـ خبر نداریمـ؟ 

چونـ تو کوچه خوابیدنو به اینـ خونه ترجیحـ میدمـ؟

چونـ اونو به زندگیـ نورمالمـ ترجیحـ دادمـ؟

چونـ بویـ سیگــار میدمـ؟

چونـ دستامـ خط خطیه؟ 

چونـ هیچوختـ نمیذارمـ تو چشامـ زلـ بزنید؟

چونـ نمیتونیـ بهمـ افتخار کنیـ؟ 

چونـ پـسـرے نیستمـ که آرزوشو داشتیـ؟

چونـ به جکاتونـ نمیخندمـ؟ 

چونـ پایه غیبتـ کردناتـ نیستمـ؟

چونـ باهات هیچ جا نمیامـ؟ 

چونـ درس نمیخونمـ؟ 

چونـ به قول خودتـ زندگیـ انگلیـ رو پیش گرفتمـ؟ 

تو منو به دنیا آوردیـ تو منو بزرگـ کردیــ مامانـ

تو ضعیفـ بارمـ آوردیـ 

 تو بهمـ گفتیـ وقتیـ منـ میگمـ بباز حقـ نداریـ ببریـ 

تو به منـ گفتیـ اگه نخوابمـ هیولایـ تو کمد یه لقممـ میکنهـ 

منمـ خودمو به خوابـ زدمـ دیگهـ

هیچیـ واقعیـ نیستـ تو دنیایـ منـ 

چرا دوسمـ نداریـ مامان؟

  • الناز محمدی

مرد

  • فازخونه

هَر دُختریـ تـویـِ سِنِــ کَمِشـ بایـَد رابِطِه‍ با یِـه‍ آدَم عَوضیـ رو تَجربِه‍ کُنِه‍ 

بایَد وُجودِشـ رو تَسلیـمـ اونـ کُنِه‍ 

دِلِشـ بایَـد بِشکَنِه‍ 

بایَد‌ ضَربـِه‍ بُخورِه 

وَقتیـ کـِه‍ دیــد‍ کَسیـ کِنارِشـ نیستـ 

خودِشـ تَنهاییـ زَخماشـ رو دَرمانـ کُنِه‍ 

بایَـد رو پایـِ خودِشـ بِایستِه‍ 

تَجرُبِه‍ هاشـ اونـو قـَویــ میکُنِه‍ 

زود دِلـ نمیبَندِه‍ عاقِلانِه‍ تَصمیمـ میگیرِه 

مُطمئِن‍َمـ اونـ دُختـَر بِهتَرینــ ‍هَمسَر  و بِهتَرینــ مادَر  میشِه‍

دختر:عشقم؟😢

ینی میشه منو و توام ی دختر بیاریم مثه بقیه خونواده ها بشیم سه تایی😍😋

پسر:آره خانومم چرا نشه😍میخوای همین الان سه تا شیم؟😂❣

دختر:ئه عنو ببینا😢😂من دارم جدی حف میزنم این میرینه ب احساسم😒😕

پسر:خانومم قهرنکن خو ببشید😢

دختر:قر نیسم باو😢بیا حف بزنیــم از آینده😋

پسر:چش خانومم بیا سرتو بزار رو سینم برام حرف بزن😍

دختر:میگما🤔

پسر:قیافشو نگا توله😂😍جونم عشقم بگو

دختر:میشه مام سه تایی شیم😢

پسر:از سرشب هی پرسیدیا😐منم گفتم چرا نشه خانومم😢❣

دختر:باجه پ بیا بخوابیم😢😍

پسر:😳میخواسیم حرف بزنیما

دختر:خو حرفم تموم شده😢

پسر:چیزی شده؟😕

دختر:ن آقاییم خو حفم تموم شده تو حف بزن😢😍

پسر:باشه😍یادته میگفتم ی روز میرسه اسمت میاد تو شناسنامم؟

میگفتیم هرطوری شده باید ب هم برسیم دیدی آخرشم خانوم خودم شدی؟

دختر:مگه میشه یادم نیاد بهترین روزای عمرمو😳تک تک ثانیه هاش یادمه قبلا گفته بودم ک انیشتنم🤓

پسر:اره😂انیشتن خودمی😍ببین ی روز میرسه من و تو و نی نیمون سه تایی میشیم ی خونواده خوشبخت خیلی خیلی خوشبخت تر از الان

دختر:وای🙊دخترم ندارمش ولی همینکه ازش میگی قلبم بالا پایین میشه😢😍

پسر:دخترم ن دخترمون😒دختجی باجی اونجویی نگا نکن خو عن😢بخوابیم فردا باید بری سرکار

پسر:باشه خوب بخوابی عشقم💋😍

دختر:توام خوب بخوابی😻💋


ی سال بعد...      


از سرکار میاد خونه میبینه خانومش با شکمه برجستش افتاده رو زمین بیهوش شده لباشم خشکه تندی دس میندازه زیر پاش بلندش میکنه میزارتش تو ماشین با آخرین سرعت تو راه بیمارستان هی از آیینه پشت و نگا میکنه زیر لبش میگه یا مولا جفتشونو سالم از خودت میخوام😞از بین تموم ماشینا با سرعت میرونه میرسه بیمارستان🏨میان عشقشو میبرن اتاق عمل اونم هی پشت در رژه میره نذر میکنه بغضش میترکه ی قطره اشک میاد یاد حرف عشقش میوفته گفته بود نمیخوام هیچ وقت گریه کنی دو قطره سه قطره پشته هم اشکاش بیشتر میشه در اتاق عمل باز میشه پرستار و با دخترش میبینه زیر لبش میگه خدایا شکرت🤕🙏🏻

پرستار:آقا دخترتونو ببینین میخوام ببرمش

پسر:ای جونم😍خانوم پرستار خانومم کی ب هوش میاد ببینمش

پرستار:دکترا دارن تلاششونو میکنن😔شمام دعا کنید فقط

پسر:😳ینی چی؟

پرستار:احتمالا خانومتون از ظهر دردش شرو شده بود دیر رسوندینش بیمارستان😔

پاهای پسر سست میشه میشینه رو زمین دیگه هیچی حالیش نیس یهو ی دکتر اومده بیرون گفته دستگاه شک بیارین پسر فقط نگاشون میکنه دیگه چیزی نمیشنوه عشقش زندگیش خانوم خونش مامان دخترش دیگه نیس پیشش بعد چن دقیقه دکتر میاد بیرون زانو میزنه پیشش میگه متاسفم پسرم😞غم آخرت باشه پسر فقط نگاش میکنه

اصن باورش نمیشه امروز عشقشو گذاشته زیر خاک باورش نمیشه واسه آخرین بار صورت عشقشو دیده باورش نمیشه خانومش نتونسه حتی یه بار دخترشو بغلش بگیره دلش میسوزه واسه بختشون واسه روزایی ک منتظر بودن دخترشون ب دنیا بیاد و شبشو تو بیمارستان سه تایی باهم باشن یاد اون روز میوفته ک وقتی فهمیدن دارن سه تا میشن کلی شاخه رز خریدن تو خیابونا ب آدما میدادن و میگفتن داریم مامان بابا میشیم میره تو اتاقشون لباساشو بو میکشه گریه میکنه داد میزنه مشت میزنه یهو صدایه گریه بچشو میشنوه بچه ای ک تولدش و روز مرگ مادرش تو ی روزه میره بغلش میکنه سرشو میبوسه میگه اسم مادرت مبارکت دختر


جدایی
  • فازخونه