عکس عاشقانه :: فاز خونه | مرجع دانلود رمان

دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه رمان های بدون سانسور رمان های ایرانی غمگین

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عکس عاشقانه» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۵۱ ب.ظ فازخونه
عکس نوشته های جدید عاشقانه 96

عکس نوشته های جدید عاشقانه 96

عکس نوشته های عاشقانه

برای ادامه مطالب عکس نوشته های جدید عاشقانه 96 به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب...
۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۵۱ ۰ نظر
فازخونه
چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۴۲ ب.ظ فازخونه
عکس نوشته دو نفری

عکس نوشته دو نفری

ادامه مطلب...
۲۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۴۲ ۰ نظر
فازخونه
سه شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۶ ب.ظ فازخونه
عکس نوشته عاشقانه

عکس نوشته عاشقانه

آروم آروم امد بارون...

ادامه مطلب...
۲۸ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۶ ۰ نظر
فازخونه
سه شنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۱۳ ب.ظ فازخونه
خیلی دلم گرفته

خیلی دلم گرفته

به بعضیا باید خیلی رک گفت 

من با تو جدی هم ندارم 

شوخی که دیگه جای خود داره...

۱۴ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۳ ۱ نظر
فازخونه
يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۳۸ ب.ظ فازخونه
عکس نوشته خیانت

عکس نوشته خیانت

۰۵ دی ۹۵ ، ۱۹:۳۸ ۰ نظر
فازخونه
جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۴ ب.ظ فازخونه
داستان کوتاه وقتی یک پسر بچه عاشق می شود

داستان کوتاه وقتی یک پسر بچه عاشق می شود

داستان کوتاه وقتی یک پسر بچه عاشق می شود


من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم، عاشق یه دختر لاغر و قدبلند که عینک ته استکانی میزد و پانزده سال از خودم بزرگتر بود.

اون هر روز به خونه پیرزن همسایه میومد تا پیانو یاد بگیره، از قضا زنگ خونه پیرزن خراب بود و معشوقه دوران کودکی من زنگ خونه مارو میزد، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده میرفتم پایین و درو واسش باز میکردم، اونم میگفت: ممنون عزیزم، لعنتی چقدر تو دل برو میگفت عزیزم!

 پیرزن همسایه چندماهی داشت آهنگ « دریاچه قو» چایکوفسکی رو بهش یاد میداد خوشبختانه به اندازه کافی بی استعداد بود تا نتونه آهنگ رو بزنه، بهرحال تمرین رو بی استعدادیش چربید و داشت کم کم یاد میگرفت...

اما پشت دیوار، حال و روز من چندان تعریفی نداشت، چون میدونستم پیرزن همسایه فقط بلده همین آهنگ رو یاد بده و بعد از این کلاس تمام میشه...

واسه همین دست بکار شدم و یه روز با سادیسمی تمام یواشکی ده صفحه از نت های آهنگ رو کش رفتم و نت هارو جابجا کردم و دوباره سرجاش گذاشتم روز بعد و روزهای بعد دختره اومد و شروع کرد به نواختن دریاچه قو، شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار میزدن، پیرزن جیغ میکشید و روح چایکوفسکی هم توی گور می لرزید

تنها کسی که لذت می برد من بودم، پیرزن چون هوش و حواس درست حسابی نداشت متوجه نشد.

همه چیز خوب بود هرروز صدای زنگ در و ممنون عزیزم های هرروز و صدای بد پیانو...

 تا اینکه یه روز پیرزن مُرد! فکرکنم دق کرد، بعد از اون دیگه اون دختررو ندیدم تا بیست سال بعد، فهمیدم توی شهر کنسرت تکنوازی پیانو گذاشته...

یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش اما دیگه لاغر نبود! عینکی هم نبود! تمام آهنگارو با تسلط کامل زد تا رسید به آهنگ آخر، دیدم همون برگه های نت تقلبی رو گذاشت روی پیانو، اینبار علاوه بر روح چایکوفسکی و روح پیرزنه، تن خودمم داشت میلرزید، دریاچه قو رو به مضحکی هرچه تمام اجراکرد، وقتی تموم شد سالن رفت روی هوا از صدای تشویقها.

از جاش بلند شد تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت اما اسم آهنگ دریاچه قو نبود...!

اسمش شده بود:

« وقتی که یک پسر بچه عاشق می شود »

۰۳ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۴ ۴ نظر
فازخونه
يكشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۱۵ ب.ظ فازخونه
عکس های عاشقانه

عکس های عاشقانه

منبع این مطلب وبلاگ فازخونه می باشد


۱۴ آذر ۹۵ ، ۲۰:۱۵ ۳ نظر
فازخونه

عکس نوشته های دونفری

 

ادامه مطلب...
۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۲:۴۵ ۱ نظر
فازخونه

عکس نوشته بمیرم

۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۱:۵۲ ۳ نظر
فازخونه

حاجی اعتماد ممنوع

۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۶ ۰ نظر
فازخونه