دانلود رمان | فازخونه

دانلود رمان های عاشقانه جدید

دانلود رمان | فازخونه

دانلود رمان های عاشقانه جدید

آخرین نظرات
  • ۲۳ ارديبهشت ۹۶، ۱۹:۱۶ - مهسا
    عاالی
  • ۷ فروردين ۹۶، ۱۹:۱۱ - سید
    عالی
نویسندگان
پیوندهای روزانه

داستان کوتاه وقتی یک پسر بچه عاشق می شود


من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم، عاشق یه دختر لاغر و قدبلند که عینک ته استکانی میزد و پانزده سال از خودم بزرگتر بود.

اون هر روز به خونه پیرزن همسایه میومد تا پیانو یاد بگیره، از قضا زنگ خونه پیرزن خراب بود و معشوقه دوران کودکی من زنگ خونه مارو میزد، منم هر روز با یه دست لباس اتو کشیده میرفتم پایین و درو واسش باز میکردم، اونم میگفت: ممنون عزیزم، لعنتی چقدر تو دل برو میگفت عزیزم!

 پیرزن همسایه چندماهی داشت آهنگ « دریاچه قو» چایکوفسکی رو بهش یاد میداد خوشبختانه به اندازه کافی بی استعداد بود تا نتونه آهنگ رو بزنه، بهرحال تمرین رو بی استعدادیش چربید و داشت کم کم یاد میگرفت...

اما پشت دیوار، حال و روز من چندان تعریفی نداشت، چون میدونستم پیرزن همسایه فقط بلده همین آهنگ رو یاد بده و بعد از این کلاس تمام میشه...

واسه همین دست بکار شدم و یه روز با سادیسمی تمام یواشکی ده صفحه از نت های آهنگ رو کش رفتم و نت هارو جابجا کردم و دوباره سرجاش گذاشتم روز بعد و روزهای بعد دختره اومد و شروع کرد به نواختن دریاچه قو، شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار میزدن، پیرزن جیغ میکشید و روح چایکوفسکی هم توی گور می لرزید

تنها کسی که لذت می برد من بودم، پیرزن چون هوش و حواس درست حسابی نداشت متوجه نشد.

همه چیز خوب بود هرروز صدای زنگ در و ممنون عزیزم های هرروز و صدای بد پیانو...

 تا اینکه یه روز پیرزن مُرد! فکرکنم دق کرد، بعد از اون دیگه اون دختررو ندیدم تا بیست سال بعد، فهمیدم توی شهر کنسرت تکنوازی پیانو گذاشته...

یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش اما دیگه لاغر نبود! عینکی هم نبود! تمام آهنگارو با تسلط کامل زد تا رسید به آهنگ آخر، دیدم همون برگه های نت تقلبی رو گذاشت روی پیانو، اینبار علاوه بر روح چایکوفسکی و روح پیرزنه، تن خودمم داشت میلرزید، دریاچه قو رو به مضحکی هرچه تمام اجراکرد، وقتی تموم شد سالن رفت روی هوا از صدای تشویقها.

از جاش بلند شد تعظیم کرد و اسم آهنگ رو گفت اما اسم آهنگ دریاچه قو نبود...!

اسمش شده بود:

« وقتی که یک پسر بچه عاشق می شود »

  • فازخونه

نام رمان : رمان در انتهاترین نقطه شب (جلد سوم رمان درنده تاریک شب)


به قلم : الناز دادخواه

حّْـاجیّْ 

نَـسـلِـه مَـن نَـسلیـه کِـه

هـیچ وَقـت نـَرســید بهِ مَـقصـد 

نـسلِـه دود ُ قُـرص 

خـُودکـشـیُ حـَسـرت 

هِـ ـ ـ ـ ـهٍْ 

  • فازخونه

بهای دوست نه از زیبایی اوست نه از دارایی او

بلکه تنها به وفاداری اوست...

چایت را بنوش

نگران فردا نباش

از گندمزار من وتو مشتی کاه میماند

برای بادها...

زمستانتون گرم گرم...

  • فازخونه

نام رمان : رمان سوران


به قلم : مهدیه مومنی


حجم رمان : ۲.۳ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۹ مگابایت نسخه ی اندروید , ۰.۹۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۹۴ کیلو بایت نسخه ی epub

برای دانلود و جزییات به ادامه مطلب مراجعه کنید

دلتنگی

گاهی دلت می‌‌خواهد

دنج ‌ترین گوشه دنیا بنشینی و

با خیال راحت

دلتنگی‌‌هایت‌ را پهن کنی‌ و

دوستت دارم‌ها را فریاد بزنی‌

برای کسی‌ که قرار نیست

هیچوقت بفهمد دوستش داری

  • فازخونه

نام رمان : رمان بی تو با تو بودن


به قلم : حانیه رحیمی

شب یلدا

سلامتے اونایے ڪہ 

نہ ڪسے یلداشون رو تبریڪ گفت

نہ ڪسے رو دارن ڪہ بهش تبریڪ بگن.

  • فازخونه

دلنوشته رابطه


هیچکس خودش را در هیچ رابطه اى مقصر نمیداند

همه ى ما آنقدر غرور داریم،

که همیشه حق را به جانبِ خودمان میدانیم

از نظر خودمان،فرشتگانى هستیم،

که داشتیم زندگیمان را میکردیم

که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد و رفت...

داخلِ شعرها

داخلِ متنها

میگردیم دنبالِ جمله اى که طرف مقابل را بکوبد و

ما را مظلوم ترین آدمِ دنیا نشان دهد...

گاهى یادمان میرود آدمى که الان میخواهیم سر به تنش نباشد،

تا دیروز پُزَش را به عالم و آدم میدادیم!

کمی انصاف داشته باشید..

  • فازخونه

دلنوشته درد

کاش درد 

آنقدر کوچک می‌شد که 

پشتِ میزِ یک کافه می‌نشست 

 چای می‌خورد

ساعتش را نگاه می‌کرد

و با عجله می‌گفت : خداحافظ

  • فازخونه

هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد 

اما،

آدمی است دیگر،

همیشه 

منتظر می ماند ...!





برای قدم زدن با تو

هرزگاهی از خودم،

بیرون می زنم،

روحم هنوز،

به خانه برنگشته است!





نفسم بند نفس های کسی هست که نیست ...






گهگاهی که دلم می گیرد

پیش خودم می گویم

آن که جانم را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز ؟





پاییز

یک نوار کاست قدیمی است 

که یک طرفش 

با صدای باران پرشده

یک طرفش با صدای تو ....





منبع این پست وبلاگ فازخونه میباشد






  • فازخونه

قُربونِت بِشَم خآنومَم بِگیر بِخآب...فَردآ دیر بُلَند میشی هآ..!

-مَگه قَرآره بُلَند شم؟

+خِخِخِـــــ نَه قَرآرهِ کوتآه شی...دیوونهِ جونَم بِگیر بِخآب!

-خآبَم نِمیبَره... +چِرآ؟

-سَردَمهِ..... +بیآ بَغَل مَن..

-نَــــــــــــــــــ + عِه..چرآ؟

-میدونَم گَرمی اَمآ نِمیخآم سَرمآی مَن بِهِت بُخُورهِ...

+خُب عِشقَم فَداسَرِت..مُهِم اینِه کِ گَرم میشی..

-نَ سَرمآی مَن هَمیشِگی شُدهِ

+یَنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

- یِ نیگآ بِ دورِت بِنداز...

+اینجآ کُجآس؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-سَرد خــونهِ

+یَنی مآ مُردیم؟؟؟؟؟؟؟بِبَخش مَن یِکَم خِنگَم |:

-نَ عِشقَم این مَنَم کِ مُردَم...

+پَس مَن اینجآ چیکآر میکُنَم؟؟؟؟؟؟

-مِثهِ هَمیشهِ کِ تو خیآلَم کِنارَمی......اَلآنم...تو خیآلَم کِنآرَمی.

  • فازخونه

اصلا نگران نباش.... 

جایت خالی نیست...... 

جایت را درد نبودنت پر کرده......!

  • فازخونه

  • فازخونه

دلنوشته غمگین

خِیلـی وَقتـه کـِه 

دَردامُـو کِشیـدَم

تـویِ سُکوتَـم

 فَریـاد و شِنیـدَم

  • فازخونه

حآجے دیگہ اَز زِندگے بُریدَم !

 از رَفیق نَگو ڪہ خیلے بَد دیدَم بہ هَرچے لآشے هَم بود بَد ریدَم !


  • فازخونه

ﭘﺴﺮ ﺩﻭﯾﯿﺪ ﺳﻤﺖﮔﻮﺷﯿﺶ ﮐﻪﺯﻧﮓ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﭘﺴﺮ : 

...ﺳﻼﻡ ﻋشقم

ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺑﺨﺪﺍ ﺩﻟﻢ ﯾﻪ ﺫﺭﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍ ﺻﺪﺍﺕ

ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺩَﻭﻭﻡ ﻧﻤﯿﺎﺭﯼ ﻗﻬﺮ ﺑﻤﻮﻧﯽ 


ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺪﻭﻥِ ﻫﯿﭻ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ :

ﺑﺒﯿﻦ ﺗﻮﺧﯿﻠﯽ ﭘﺴﺮِ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻣﻮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﻩ ﺗﻤﺎﻡِ ﺷﻮﺧﯽﻫﺎﻣﻮﻥ ،ﺩﻭﺍﻫﺎﻣﻮﻥ ،ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻣﻮﻥص ،تاﺻﺒﺢﭘﺸﺖِ ﮔﻮﺷﯽ ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺻﺪﻗﻪ ﺭﻓﺘﻨﺎﻣﻮﻥ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺪﺍﺩﯾﻢ ﻭﺍﺳﻪﺯﻧﺪﮔﯽِ ﻣﺸﺘﺮﮐﻤﻮﻧﻮ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﻭﻣﻮ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﻩ ﻭﻟﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﺣﺎﻻ ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﮕﻞﻭ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﮕﻪ ﻧﻮﻥِ ﺷﺐ ﻣﯿﺸﻪ !!!!


 ﭘﺴﺮ : ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺗﺎﺯه 18 ﺳﺎﻟﻤﻪ !


ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻤﻢ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻧﺸﺴتہ 18 ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﺗﺎﺯﻩ پورشه ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢﻣﯿﺮﯾﻢ ﮐﯿﺶ ﻗﺮﺍﺭِ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺷﻮ ﺑﺨﺮﻩﺑﻌﺪﺑﯿﺎﺩﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯾﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﺎ ﻫﻢﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽِ ﻣﺎﻫﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

ﭘﺴﺮ : ﺍﻣﺎ . . ‏[ ﺑﻮﻕِ ﺍِﺷﻐﺎﻝ ‏]


 ﭘﺴﺮ ﺭﻓﺖ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺑﺎﺯ

ﺳﯿﮕﺎﺭﺷﻮ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺯﯾﺮِﻟﺐ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺳﻼﻣﺘﯽِ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭﻡ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖﮐﺮﺩﻥِ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ ↻

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺮِ ﺳﻮﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﻨﻮ ﺑﻪﺁﺭﺯﻭﻡ ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽِ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﺑﻬﻢ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﯼﻋﺸﻖ ﻣﺎﻝ فقیرا نیس

راست میگه بچه فقیر را هوس عاشقی کردن خطاست×

  • فازخونه

  • فازخونه

ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ...

تو 1 ".ﻟﺤــــﻈﻪ."

        ﺑﺎ 1".ﺣــــﺮﮐﺖ."

               ﯾﺎ ".ً1ﺣـــــــﺮﻑ."

ﺧﻮﺩﺷﻮﻧﻮ ﺑﺮﺍﯼ

"ﻫﻤﯿــﺸﻪ"✘✘

ﺍﺯ ✘✘ﭼﺸﻤﺖ✘✘ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻥ ...

  • فازخونه