فاز خونه

دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه , داستان های کوتاه , عکس نوشته های غمگین , و دلوشته های احساسی

فاز خونه

دانلود جدید ترین رمان های عاشقانه , داستان های کوتاه , عکس نوشته های غمگین , و دلوشته های احساسی

فاز خونه


دانلود رمان عاشقانه ,دانلود آهنگ های ایرانی 96, ,دانلود موزیک با لینک مستقیم , رمان پلیسی کل کلی ,دانلود رمان آیفون , رمان گوشی ,عکس بازیگران, ,رمان برای موبایل اندروید apk,نودهشتیا ,کتاب با فرمت pdf ,جوک خنده دار تلگرام , اس ام اس عاشقانه تولد

آخرین نظرات
  • ۱ تیر ۹۶، ۱۵:۳۴ - سام نجفی نیا
    ++

به بعضیا باید خیلی رک گفت 

من با تو جدی هم ندارم 

شوخی که دیگه جای خود داره...

  • فازخونه

نام رمان : رمان ان دی ای (جلد دوم رمان محله ی ممنوعه)


به قلم : سحرنورباقری

  • فازخونه


یه شب تو ماه رمضون تو شبای احیا تو امام زاده عاشق شد عاشق پسری که فکر میکرد بهترین پسر دنیاست.باهرکسی که میشناخت فرق داشت اون موقع ها سوم دبیرستان بود یه روز دلو زد به دریا رفت با دوستش یه سیم کارت خرید و به پسر پیام داد و باهاش دوست شد بعد یه مدت خودش و بهش معرفی کرد نزدیک 1 سال باهم دوست بودن ولی هیچ وقت بغیر از تلفن باهم ارتباطی نداشتن.تا اینکه نزدیک عید بود و بابای دختر گوشی دختر و پیدا میکنه و شماره پسرو میبینه و میشناسه ولی دختره کتمان میکنه و از اون شب زندگی دختره میشه جهنم هر روز عذاب و دعوا و جنگ و از درس محروم میشه از در بیرون نمیره شب تا صبش درد و گریه تو اون مدت پسره جلوی بابای دختره نمیرفت حتی تلفنشم مسدود کرده بود. تا بعد 1ماه دختره از خونه به پسره زنگ میزنه باهم حرف میزنن تا چند وقت که دختره وقتی زنگ میزنه پسره جواب نمیده چند روز پشت هم بازم جواب نمیده دختر نامید میشه و دیگه زنگ نمیزنه. میگذره دختره بعد1سال میره برای ادامه تحصیلشو ثبت نام میکنه وزندگیش عادی شده بود که اخرای شهریور پارسال دوباره یاد عشقش میوفته گوشی و برمیداره و به پسره پیام میده و دوباره رابطشون شروع میشه دختره میفهمه که پسره سربازه باهم روزای میگذرونن ولی پسر دیگه مثل سابق نبود خیلی خشک بود دختر تو دلش میگه حتما چون سربازه خستس برای اولین بار قرار میزارن همو میبینن همینجور باهم بودن تا اینکه یه روز دختره میفهمه پسره بهش خیانت کرده دنیاش خراب میشه به پسره میگه پسره دیگه با اون دختر کات میکنه دختره میبخشدش و باهم میمونن ولی پسر هر روز رفتاراش بد بود به دختر فحش میداد دعوا راه مینداخت ولی دختر کوتاه میومد چندباری قرار گذاشتن همو دیدن دیدن تا دیگه اخرا دخترا باید التماس میکرد موقع هایی که پسر از پادگان میومد بیاد ببنش.تو این همه مدت دختره فقط 2بار دسته پسره و گرفته بود ولی با همون دوبار دنیاش عوض شده بود .1سال و4ماه میشد باهم بودن بعد اون ماجرا .همیشه وقتی دعواشون میشد پسره به دختره محل نمیذاشت تا اینکه یه روز که پسره از پادگان داشت میمومد خونه دختره زنگ زد بهش گفت ببینمت پسر گفت نه حوصله ندارم دختره التماس پسره دعوا فحش دختره باز زنگ زد بازم گفت اشکال نداره قربون صدقش ولی بازم فایده نداشت پسره همش دختره خرد میکرد دختره دیگه خسته شد بود دیگه قطع کرد وقتی اومد خونه دید پسره هرچی از دهنش دراومد تلگرام براش فرستتاده دختره دیگه برید تموم کرد چندبار به پسره پیام داد ولی پسره گفت چیزی بینمون بوده مگه؟الان اون دختر مونده و درداش. داداشا توروخدا اگه کسی و دوست ندارید بخاطر تنها بودن خودتون هیچ وقت نزارید بهتون وابسته و دلبسته بشه بعضی دخترا واقعا مظلومن

  • فازخونه

نام رمان : رمان تمنای وصال


به قلم : الناز محمدی


روزی روزگاری پسرکی با دخترکی بچگییشان را سر کردند بعد از سال ها پسرک احساس کرد که دیگر نمیتواند بدونه آن دخترک زندگی کند خواست که به دخترک احساسش را بگوید یعد از چند روز دخترک را دید و پسرک با کمی من من ...! کردن به دخترک گفت عاشقت شده ام و با تمام وجود دوستت دارم دخترک کمی مکث کرد و گفت که او نیز پسرک را دوست دارد دخترک وپسرک سالهای سال با یکدیگر بودند و با هم بزرگ شدند ولی خانواده هایشان نمیدانستند که ایندو یکدیگر را میخواهند یه مدتی پسرک برای کار به شهری دیگر رفته بود در این مدت برای دخترک خاستگار امد و دخترک بدونه هیچ دلیلی به آن پسر جواب مثبت داده بود گذشت و گذشت تا پسرک امد برای عید با هزار و یک رویا ... 

عید شد و پسرک به همراه خانواده اش برا عید دیدنی رفتند خانه خانواده دخترک که ای کاش هیچوقت نمیرفتن .... 


پسری در کناره پدره دخترک ایستاده بود که پسرک هیچوقت اورا ندیده بود سلام و احوال پرسی کردند و نشستن و گرم حرف زدن شدند پسرک تو فکر این بود که آن پسر کیست دخترک در آشپز خانه داشت وسایل پزیرایی را اماده میکرد که مادره دخترک به پسرک گفت که برود و به دخترک کمک کند. پسرک رفت پیشه دخترک و دخترک با جساتی بی حد از پسرک پرسید پسره خوشتیپه پسرک با کنجکاوی پرسید راستی این کیه .دخترک گفت نامزدمه مگه نمیدونستی ....؟



پسرک انگار دنیارا برسرش خراب کرده باشند گفت چی ؟؟؟؟کیه ؟نامزدت!!!!! 

گفت مگه قرار نبود ما...... 

دخترک بدونه جواب دادن سرش را انداخت پایین و هیچی نگفت.... پسرک همان جا پاهایش سست شد و افتاد زمین همه ی رویاهایش نابود شد پسرک بعد از چند دقیقه خودش را جمع کرد و با چشمانی گریان بدونه هیچ حرفی از خانه زد بیرون و رفت به همان شهری که رفته بود پسرک دنیایش نابود شده بود بعد از یک ماه کارت عروسیه عشقش رو براش فرستادن پسرک برگشت به خانه و رفت به عروسیه همه کسش .درهمان شب پسرک خود کشی کرد و ۲ماه رفت کما بعد ۲ماه پسرک به هوش امد و فقط تنها چیزی که گفت .گفت عشقم زندگیش خوبه .اخه چرا اینکارو کرد ؟و هزار و یک چرا ؟ذره ذره آب میشد

هی روزگار نامرد

  • فازخونه

تنهایی

چیزهای زیادی به انسان می آموزد

اما تو نرو!

بگذار من نادان بمانم...

  • فازخونه

نام رمان : رمان بیداری خون آشام

جلد دوم از مجموعه کیه را هادسون

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!

یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر می کنی؟!

یک نفر دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت

یک سفر ، شهباز من ، با این کبوتر می کنی؟!

ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !

با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟

گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو !؟

گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی؟!

ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی

خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟

گوش من لج می کند ، وقتیکه حرف ازرفتن است !

صحبت رفتن ، تو با این آدم کر می کنی؟  


  • فازخونه

دانلود آهنگ جدید ارشاد و محمد ناصری به نام پل

هوس!

♚ ِاﺳﻤِـــــــﺶ ﻫَـــــــــﻮَﺳِــــــــــﮧ !

 ﺑَـــــﺮﻭﺑَــــﭻ ﺻِــــــכﺁﺵ ﻣﯿﮑُــــــﻨَـטּ :

↫ ★ﻋِــــــــــﺸــــــــ❥ـــــــــﻖ..

  • فازخونه

حالی که پریشان است !

احتیاج به آرامش دارد ؛

نه سرزنش ....

کاش می فهمیدند ... !!!

  • فازخونه

آرایِشگَر گُفٺـ:

بِفَرما شادومـــــاد راضے هستی? 

جَواڹ با نوعـے حَسرَٺـُ دِلــ💔ـــخـورے

نِگـاهے بہ آیِنہ کَردُ گُفٺـ:

خوبہ دَستِتـ دَرد نَکُنِہ 😏

وَلی

آهِ بُلَندے کِشـیدُ گُفتـ:

حالا هَمَشـو اَز تہ بِزَڹ

خواستَمـ بِبینَمــــ اَگِہ اِمشَبـ بہ جاےِ اوڹ مَن دومـاد بودَمـ چہ شِکلۍ میشُدَمــٰٓـٓـٰٓ …

  • فازخونه

سَلامَٺــــــــــی

دُنیایـــــے ڪِہ مَڹ

هَمِـــــجاشْ اِضـــــافـــ😔ــےام


  • فازخونه

خیانت

وقتی داری بهش خیانت میکنی ؛

یه لحظه چشماتو ببند ؛

ببین طاقتشو داری اونم بهت خیانت کنه …

  • فازخونه

تا

    جآیـــے

             که

مصرفـــ

       بشـــے،

 ↫ارزشـــــــ

              دارــی

         ↶ این شده معنی ♥عاشقتم♥ !!!

....هــــــه..... 

  • فازخونه

♚رِفـاقَتـــــو اَز دَس فُــروش نَخَـریــدَم⇨

تـو کوچِـه هایِ خـاکــیِ مَحَلمــون یـاد گِـرِفتَــم₪

پَــس خــوب میدونَــم واسِـه کُــدوم ↜رِفیـــق↝

زَمیـــن بخورم♚

  • فازخونه

نام رمان : رمان شیفت خون آشام


به قلم : تیم ارورک