عکس نوشته | دلنوشته | دانلود رمان

دانلود رمان دلنوشته عکس نوشته های فانتزی جدید فاز سنگین داستان کوتاه دانلود آهنگ جدید عکس نوشته های خدا

عکس نوشته | دلنوشته | دانلود رمان

دانلود رمان دلنوشته عکس نوشته های فانتزی جدید فاز سنگین داستان کوتاه دانلود آهنگ جدید عکس نوشته های خدا

نویسندگان

دلنوشته درد

کاش درد 

آنقدر کوچک می‌شد که 

پشتِ میزِ یک کافه می‌نشست 

 چای می‌خورد

ساعتش را نگاه می‌کرد

و با عجله می‌گفت : خداحافظ

نظرات (۴)

زمانی که گلدان شکست
پدر گفت:حیف
خواهرم گفت: مال من بود ولی بود
مادر گفت:عمرش کوتاه بود
برادر گفت:زیبا بود

زمانی که قلب من شکست هیچکس حتی آخ هم نگفت
  • میلاد امینی
  • زیبا بود
    پاسخ:
    تشکر
  • سیّد محمّد جعاوله
  • جالب
  • خنـــــــــღــــــــــده ڪدہ ツ
  • کااش:/
    پاسخ:
    :/

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">