دلم گرفتہ

ازآدمایی که میگن دوست دارم

امامعنیشو نمیدونن

ازآدمایی

ڪہ میخان مال اوناباشے

اماخودشون مال تونیستن


ازاونایی

ڪہ زیر بارون برات میمیرن و

وقتی آفتاب میشہ همہ چیز یادشون میره